هنگام غروب، یک کوالای کوچک در بوتهزار میگشت که راه خانه را گم میکند.
او برای پیدا کردن خانه از بوتهزار بیرون میرود. در بین راه با حیوانات دیگری آشنا میشود اما نمیتواند با هیچکدام از آنها زندگی کند.
به نظر شما او میتواند بالآخره دوستانی برای زندگی پیدا کند؟
خیلی جذاب بود 😍